سخنی با قبر بی نشان

خرید بک لینک

سلام بربانوی مظلوم(س)

من مدینه نبوده ام اما نیک می دانم در غروب غربت غم انگیز مدینه به کنار بقیع که می رسی تنها یک کار از دست تو برمی آید و آن این است که سر خود را به نرده های بقیع بکوبی تا داغی را آشکار سازی که درونت را آتش زده ! حسن ، سجاد ، صادق و باقر ( علیهم السلام ) غریبان کوچه ی غربت بقیع هستند امـــا یا فاطمه من عقده از دل وا نکردم ، گشتم ولی قبر تو را پیدا نکردم …
نام بقیع گره خورده با چادر خاکی ، و بقیع را تو میدانی بزرگ از نمایش غربت شیعه بدان ، مادر شیعیان از بقیع هم حتی سهمی ندارد . آری مادر ما بی مزار است … بی بی بی حرم ، قبرت کجاست مادر ؟
تا کنون هیچگاه به فکرت رسیده که روزی که بناست برای مادر حرم بسازیم قطعا باید جایی را تعیین کنیم به نام ” مقام محسن” ؟ آه … شایدم هم باید ضریح زهرا(س) را شش گوش بسازیم تا محسن برای مادر همانند اکبر باشد برای بابا ….
نه … اصلا باید تمامی دور تا دور درب سوخته را ضریح بکشیم امـــا من از همین الان بگویم که کسی حق ندارد به هیچ عنوان در ساختن ضریح از میخ یا مسمار استفاده کند ، محسن هنوز زخمی از مسمار است …
آه یا مادر جان ، حال مرا می بینی ،مادر جان بی تابم ، بی تاب بی تاب و ایکاش می توانستم همانند این اشک ها راحت ببارم …
مادر جان هر روز که می گذرد خورشید دلم بیشتر تنگ دلتنگ گرمای محبت تو می شود .
مادر جان یا زهرا کجایی ؟ به کدامین سو بنگرم تا تو را ببینم ؟ در مدینه، آواره ی کدامین خیابان باشم و به دنبال کدامین زمین بگردم تا بوی چادر خاکی تو را از آن استشمام کنم ؟
من دنبال یک تکه زمین هستم که بوی خون از آن بلند است هنوز ، جایی که از دل خاک تا اوج افلاک نوری بلند است .
وه ! چه باشکوه است عظمت نامت یا زهرا(س) . اما نمی دانم چرا صدای نقاره خانه هایش آتش می کشد به دلم … صدایی به رنگ نیلی و به صوت سیلی …
آه ، دلم را پیوند زده ام به نور قبرت یا مادر …. نظری نمی کنی به من ؟
دلم به وسعت دنیا شکسته ، قلبم داغدار است و مجروح ، اما از همیشه بیشتر تشنه ام است ، تشنه ام … تشنه ی تشنه … تشنه ی محبت تو … تشنه ی مادری تو، تشنه ی نوازش تو … ما طفل معصوم بشریتیم یا زهرا (س)دستی بکش بر سر ما ، مهدیت(عج) را بگو بیاید ، مادری کن برای ما ، قول می دهیم فزندان خوبی باشیم برایت . حرف من همین دو خط باشدوتمام.

می گویند همه چیز دیدنی است الا درد که چشیدنی است و شدت درد را باید از کسی بپرسی که چشیده است آنرا ، می خواهم آگاه شوم از عمق رنج مادر ؛
تو به من بگو رقیه (س)،رنج مسمار وغربت مدینه.

خوشا به حالتون شهدا

خوش به حال ابراهیم هادی ویارانش درمعبرکمیل

آخه ابراهیم هادی مثل مادرش زهرای اطهر(س)نشانی از مزار ندارد!

وفکه را رازهاست با او !!!

وخوش به حال تمام بچه های عملیات خیبر وبدر،چرا که خیلی از آن افلاکیان هنوزخورشیدی هستند درجزایرمجنون وطلائیه

وحاج کاظم نجفی رستگار را یادگاریست از شرق دجله!!!

وچه خوب وفادار شد با لشکر۱۰ سیدالشهدا(ع)،چراکه بعداز۱۳ سال نشانی خودش را به ماها نشان داد.

پس چگونه خواهم توانست از مظلومیت شهیدان یاری نسب وثابت نیا بگویم!!!

فرماندهان گردان کمیل وحنظله دررملستان فکه دربهمن ماه ۱۳۶۱!!!

وچگونه روایت کنیم که بر سر بچه های این دو گردان در کانال سوم فکه(معبرکمیل) در عطش وعشق بازی چه آمد.

واز حماسه یاسین ونوح(ع)در کربلای ۴و۵ درشلمچه آیا کسی خبر دارد!!!

آن غواصان طریق الی الله در نهر((خین))

...........................!!!

خدانگهدار والتماس دعا

ببخشید

برای شادی دل زهرای مرضیه (س)،

صلوات برتمام شهدا

از مجنون تا فکه ...

ما را در سایت از مجنون تا فکه دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 25 تاريخ: يکشنبه 4 مهر 1395 ساعت: 1:06

صفحه بندی